گزارش شماره 1

پروژه بام خلیج فارس

پروژه بام خلیج فارس
نقطه عطفی در تحول گردشگری

تورهای ایران هرمز

تورهای ایران هرمز
راه اندازی میشود

تورهای چهارگانه "ایران هرمز"
با همکاری آژانس های گردشگری سراسر کشور راه اندازی میشود

تاریخ کهن هرمز

جزیره هرمز و تنگه هرمز از كهن ترين روزگاران تا عصر تاريخي


در اسطوره ها و افسانه ها آمده است كه نخستين اجتماعات بشري در اين منطقه شكل گرفته است. به اعتقاد مردمان اين منطقه، يكي از كهن ترين اسطوره هائي كه آثار و نشانه هاي آن تا زمان ما نيز وجود دارد، اسطوره اريتره است. اريتره نخستين موجودي است كه به منطقه وارد شده است ( هرودت، 1339، ج 3 : 192). گويا اريتره مدتي در اين منطقه پادشاهي كرده است. آگاتار فيدوس1 مورخ و جغرافيدان يوناني قرن دوم پيش از ميلاد نقل كرده است كه اريتراس2 از دامداران بزرگ و ثروتمند ايرانی در دوره حكومت ماد بوده است (550 ق م). وي در پي رمه ماديانهايش كه در مراتع سواحل خليج فارس چرا ميكردند و از وحشت حمله شيران درنده به آب زده و به اين جزيره رفته بودند، با قايق خود را به جزيره قشم رساند و به دليل شرايط آب و هوائي منطقه آنجا را براي زيستن خود برگزيد و طايفه خود را به آنجا فرا خواند و در آنجا قلعه اي بنا كرد و زمام حكومت را بدست گرفت و به تدريج بر سرتاسر آبهاي خليج فارس، درياي عمان، اقيانوس هند و درياي سرخ مسلط شد. از اينرو اين درياها را اريتره ناميده اند ( بلوك باشي، 1380: 22- 23 ).  در قشم، هرمز و بحرين مقبره هائي براي اريتره  وجود داشته است (سايكس، 1000 ميل در ايران : 114).
استرابو معتقد است كه مقبره اريتريا در بحرين است. اراتوستن مقبره اريتراس را در اوگيريس قديم (هرمز) ميداند و مينويسد اريتراس پادشاه اين مملكت بوده و درياي مجاور به نام او موسوم شده است  (ويلسن، خليج فارس : 57).
نام و نشان تنگه هرمز
تنگه هرمز در ادوار مختلف تاريخي به اسامي گوناگون خوانده شده است. اين تنگه تا قبل از مهاجرت ملوك هرمز از هرمز كهنه در خشكي به جزيره جرون (كه از آن پس هرمز خوانده شد) در متون تاريخي و جغرافيائي قديم، نام مستقلي نداشته و اسامي آن متأثر از نام خليج فارس و درياي عمان بوده است. هرودت به نام اريتره اكتفا كرده و خليج فارس، درياي عمان و اقيانوس هند را يكجا اريتره خوانده است.
در دوران اسلامي نيز، تا قبل از انتقال ملوك هرمز به جزيره هرمز فعلي، نام و نشان تنگه هرمز مرهون نام خليج فارس است. با نفوذ پرتغال در اين منطقه است كه آلبو كرك3 در يكي از گزارشهاي خود از تنگه هرمز ياد ميكند. آلبو كرك كه به اهميت تنگه هرمز پي برده، آنرا كليد خليج فارس ناميد و بدينسان باعث شهرت آن شد.
از اين به بعد در منابع تاريخي و جغرافيائي نام تنگه هرمز را در اشكال مختلف چون باب هرمز، بوغاز هرمز (به زبان مغولي)، مضيق هرمز و تنگه هرمز بكار برده اند (زعیمی، 1383: 33).
نام و نشان هرمز
نام جزيره هرمز برگرفته از نام هرمز كهنه است كه بصورت ارمز، ارموز، اورموزيا، هارموزيا، هرموز و هرمز آمده است. املاي صحيح و تاريخي اين واژه هرموز است. در نخستين كتيبه بدست آمده در شهر فنج از ملوك هرموز كه متعلق به قرن هشتم هجري است، همين املا رعايت شده است (وثوقي، سمت، 1389: 143).
اين كلمه بار معنائي متفاوتي دارد. برخي گفته اند اين نام برگرفته از نام اهورا مزدا خداي بزرگ ايرانيان باستان است. برخي نيز آن را بصورت خورموز يا خورمغ آورده اند كه خور بمعني لنگرگاه و مغ بمعني نخل است و در تعريف اين نام آن را لنگرگاه ايالت موغستان (مغ استان) ناميده اند. ابن بطوطه ميگويد، هرمز كهنه را "موغ استان" مي ناميدند. موغستان بمعني نخلستان است و بندر تياب که يكي از بنادر ميناب است به هرمز قديميه (هرمز کهنه) شهرت دارد ( اقتداري، 1348).
هرمز کهنه در خشکی در شهرستان میناب فعلی جائیکه امروزه تیاب نامیده میشود قرار داشته است (زعیمی، 1383: 35).
اين نام پس از انتقال ملوك هرمز به جزيره جرون به آن جزيره اطلاق شد. ابن خردادبه (اواسط قرن نهم قمري) از جزيره ای نزديك به هرمز كهنه به نام ارموز ياد كرده و حمدالله مستوفي املاي آنرا "ارموض" آورده است (لسترنج، 1373: 341).

هرمز در ادبيات كهن ايران به معني روز اول هر ماه خورشيدي و روز پنجشنبه نيز آمده است. براي اولين بار در متون تاريخي، در سفرنامه نئارك نام جزيره هرمز ديده ميشود. پس از شكست ايرانيان از اسكندر مقدوني، او دريانوردي از اهالي جزیره كرت را به نام نئارك يا نئاركوس4 را كه يكي از افسران سپاه او بود، مامور كرد تا در طول رودخانه سند تا اقيانوس هند و سپس بسمت غرب در طول سواحل جنوبي ايران (خليج فارس و تنگه هرمز) حركت كند. نئارك به هنگام عبور از نزديكي بندري به نام آموزايا (هرمز كهنه)  از حضور اسكندر در اين منطقه آگاه شد، لذا با او ملاقات كرد ( اسكندر مقدوني از هرمز كهنه ديدن كرده است). نئارك در سفرنامه خود از جزيره اوگريپس و آرقانا (اسامی باستانی جزیره هرمز) نام برده است و نوشته است كه بعد از چند روز كشتيراني به جزيره اي خالي از سكنه رسيده كه موسوم به آرقانا بود. سديد السلطنه مي نويسد: جمعي را عقيده بر اينكه آن جزيره همان هرمز است. نئارك در ادامه مي افزايد كه در اين جزيره به صيادي "جرون نام" برمي خورد. جالب اينكه ملوك هرمز نيز در بدو ورود به اين جزيره به نام مشابهي برخورده اند. جزيره هرمز تا قبل از مهاجرت ملوك هرمز، جرون يا زرون ناميده ميشد.
اردشير اول شهر هرمز (هرمز كهنه) را پايگاه تجاري و دريائي خود كرد و بر رونق آن افزود (شهر هرمز كهنه بندرگاه پر رونق ايالت كرمان بود). اصطخري مي نويسد: فرضه كرمان است، شهري آبادان است و نخلي بسيار دارد و سخت گرمسير است. وي هرموز را جزو كوره اردشير خوره ميداند.
ساسانيان بيش از پيش به سواحل و جزاير تنگه هرمز توجه كردند و در عمران و آباداني آن كوشيدند. شهر هرمز آباد و پر رونق شد. در اين زمان جزاير تنگه هرمز جزو كوره اردشير خوره ايالت پارس محسوب مي شد (زعیمی، 1383: 40).
در شمال جزيره هرمز آثاري از خرابه هاي شهر قديم هرمز وجود دارد كه در زمان سلطنت اردشير ساخته شده بود. با سقوط ساسانيان در آغاز نيمه دوم قرن هفتم ميلادي، عربها به بحرين و عمان حمله كردند (سال هشتم قمري) و سپس قشم را گرفتند و تقريباً بر سرتاسر كرانه هاي خليج فارس و درياي مكران (عمان) مسلط شدند.
مردمان اين منطقه مدتها پس از حضور اعراب، آئين هاي باستاني خود بويژه آئين زرتشت را حفظ كردند. در سال 717 ميلادي جمعي از پيروان آئين زرتشت وارد جزيره هرمز شدند و به مدت 15 سال در اين جزيره توقف كردند (اين دومين بار است كه در متون تاريخي به نام جزيره هرمز قبل از انتقال ملوك هرمز به اين جزيره برخورد ميكنيم). اينان تنگه هرمز را مسير مناسبي براي رسيدن به هند تشخيص دادند، هم از اين رو از اين مسير به هند رفتند و در گجرات و حوالي بمبئي فعلي سكني گزيدند ( اشپولر، 1354، ج 1: 93).

هرمز كهنه و انتقال ملوك هرمز به جزيره جرون ( هرمز )
پس از چيرگي عربها، ديلميان نخستين دودمان ايراني بودند كه بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آبهاي استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس چيره شدند. در سال 323 قمري عماد الدوله ديلمي بر سواحل و جزاير تنگه هرمز تسلط يافت. عضدالدوله ديلمي به عمان لشكر كشيد و تمامي شبه جزيره مسندم فعلي را تصرف كرد. آل بويه به مدت 120 سال اين منطقه را اداره ميكردند. تا سال 456 ق، بمدت 102 سال  سواحل جنوبي تنگه هرمز و امارات عمان ضميمه فارس بود تا اينكه در اين سال قاورد سلجوقي، والي كرمان بر آل بويه غلبه يافت و سلاجقه كرمان بر كرانه هاي شمالي و جنوبي تنگه هرمز مسلط شدند. پس از جايگزين شدن كيش به جاي بندر سيراف، ملوك كيش (بني قيصر) كه سرسپرده سلاجقه كرمان بودند، جزاير تنگه هرمز را اداره ميكردند. با چيرگي ملوك هرمز بر ملوك كيش، اتابك سعد زنگي اداره جزاير و سواحل تنگه هرمز را به ملوك هرمز واگذار كرد ( 626 ق). روي كار آمدن ملوك هرمز نقطه عطفي در تاريخ سواحل و جزاير جنوبي ايران بحساب مي آيد. اينان كه ايراني الاصل بودند از عمان به موغستان (ميناب فعلي) آمدند (بسياري از امراي محلي عمان تا قرن پنجم قمري ايراني بودند. بنابراين ملوك هرمز از اعقاب ايرانيان اند. امراي بعدي عمان هم تا زمان حضور استعمارگران از ايران انتخاب ميشدند يا ملوك هرمز آنها را انتخاب ميكردند).
ابن حوقل ( 1345 ق، صوره الارض) آن را شهري آباد، پر گل و گياه و داراي درختان خرما و هوائي گرم معرفي كرده و نام ديگر هرمز را تير آورده و گفته است اين شهر در ميان دره اي ميان دو كوه واقع شده است. تلفظ درست اين كلمه تيو است كه بوميان، منطقه تياب فعلي در ميناب را تيو مي گويند. تيو يا تياب در همان جايگاه هرمز كهنه باقي است (زعیمی، 1383: 45).
ملوك هرمز، هرمز كهنه را مركز حكومت خود قرار دادند و به بسط و توسعه قلمروفرمانروائي خود پرداختند. شبانكاره اي در كتاب مجمع الانساب (1363: 215) مقتداي ايشان را محمد درم كو معرفي ميكند. محمد درم كو كه به دليل ضرب سكه درم كوب ناميده شده در نيمه قرن پنجم قمري يعني بين سالهاي 450 ق تا 500 ق حكومت ميكرده است. در نيمه دوم قرن پنجم هجري تعداد بسياري از بازرگانان و تجار سواحل و بنادر عمان و اهالي صحار به سرپرستي محمد درم كو به سواحل ايران مهاجرت كردند و جانشينان او بعدها توانستند حكومتي مقتدر و ثروتمند در اين منطقه شكل دهند (وثوقي، پيام نور،1386:50).
از سال 450 تا 641 ق دوازده نفر از اين خاندان به حكومت رسيده اند. شبانكاره اي نخستين كسي است كه از اين دوازده نفر ملوك قديم هرموز ياد كرده است.
آخرين پادشاه از سلسله ملوك قديم هرموز (دوازدهمين نفر) شهاب الدين محمد است كه تاريخ وفات او را سال 641 ق و 1243 م ذكر كرده اند.
منابع تاريخي پس از آن از سيزدهمين پادشاه هرموز و محمود قلهاتي به بعد با نام ملوك جديد هرموز ياد كرده اند (غلامرضا زعيمي،1383: 46).
استقلال واقعي هرموز در زمان امارت ركن الدين محمود تحقق يافت (647-685 ق/1249-1286 م) و كليه معابردريائي منطقه تحت نظارت هرموز قرار گرفت. از اين رو مورخين از او به عنوان اولين ملوك جديد هرموز ياد كرده اند.
هم زمان با يورش هولاكوخان به ايران و ضعف حكومتهاي محلي فارس و كرمان بود. محمود قلهاتي از درگيريهاي داخلي در كرمان و فارس براي قطع وابستگي كامل از فارس و كرمان استفاده كرد و در سال 660 ق/1261 م در پي يك لشكركشي موفق به فتح شهرهاي آباد ساحلي عمان شد، تسلط امير هرموز بر قلهات كه از آن بعنوان كليد دروازه خليج فارس ياد شده است اهميت بسياري دارد و سپس كيش و بحرين و ظفار از زمين عدن و قطيف را داخل مملكت هرموز كرد. وي از خود ميراثي گرانبها برجاي گذاشت كه مهمترين آن تجربه حكومتي مستقل و متكي به خود و ديگر توسعه قدرت به سمت كرانه هاي جنوبي خليج فارس بود، براي جانشينان او در سايه اقتدار اقتصادي و اجتماعي در آستانه قرن هشتم هجري قمري / چهاردهم ميلادي، اين منطقه به عنوان كانون اصلي تجارت دريائي در حوزه خليج فارس و اقيانوس هند شناخته شد.
مهمترين رويداد در آستانه قرن هشتم هجري و در طول ايام حكومت بهاءالدين اياز، انتقال دارالحكومه از ساحل به جزيره جرون است. اين واقعه در سال 696 ق / 1296 م روي داده است (وثوقي، سمت،1389: 151)
در سال  699 ق جمع كثيري از مغولان جغتائي از ماوراالنهر به خراسان و سپس كرمان و فارس وارد شدند و سپس به طرف هرمز كهنه حركت كردند. حكمران هرموز در اين زمان بهاالدين اياز بود كه چون خبر هجوم مغولان را به فارس شنيد از ترس پايتخت خود را به جزيره جرون منتقل كرد (696-699 ق/1296-1299م). در اين موقع جرون جزيره اي خالي از سكنه بود كه گويا تنها ماهيگيري جرون نام در آنجا زندگي ميكرد. چون اين جزيره جزو قلمرو ملوك كيش بود، هراميز ( هرمزيان ) آن را به مبلغي خريدند و مهاجران پس از رسيدن به اين جزيره به ياد ديار خود آنرا هرمز نام نهادند، در حاليكه جردن تختگاه ملوك هرمز شد و هراميز دست به عمراني و آباداني جزيره زدند. (زعيمي،1383: 47)
جابجائي پايتخت به جزيره جرون دو دستاورد زود هنگام در پي داشت:
نخست ايمني از تهاجم بي رويه و گسترده مغولان و ديگر امكان كنترل بيشتر عبور و مرور كشتيها در تنگه هرموز. انتقال دارالحكومه به جزيره جرون باعث شكل گيري دوره اي جديد در حيات اقتصادي امراي هرموز گرديد. اين امرا از آن پس با استفاده از ناوگان تجاري خود مي كوشيدند تا مسير عبور و مرور كشتيها را بطرف جزيره جرون سوق دهند تا از سود سرشار ترانزيتي بهره مند شوند. از اين رو استقرار حكام هرموز در بندر قلهات كه دروازه ورودي تنگه هرموز قلمداد ميشد، امتياز بزرگي براي آنان بشمار مي آمد. با سقوط امراي كيش، آخرين رقيب قدرتمند دريائي هرموز نيز از صحنه تجارت منطقه خارج شد. اين تحول مهم در دوره امارت قطب الدين تهمتن صورت پذيرفت و  او نقش مهمي در كسب اين موقعيت داشت. مورخين دوران 26 ساله حكومت او را عصر درخشان اقتصاد هرموز دانسته اند. امير هرموز در اوايل حكومت خود، متوجه فتح بحرين شد و اين جزيره مهم را كه يكي از صادر كنندگان عمده مرواريد بود، تصرف كرد. قطب الدين تهمتن با همه قدرت و ثروتي كه داشت باز هم در راستاي سياستهاي پيشينيان خود خراج قلمروش را به ابوسعيد ايلخاني تقديم كرد كه اين حراج در حساب ايالت كرمان ذكر شده است. امير قطب الدين تهمتن پس از يك دوره طولاني حكومت در سال 747 ق/1346 م از دنيا رفت. خوزاني صاحب افضل التواريخ مدفن او را در محل زيارت خضر در جزيره جرون دانسته است (وثوقي، سمت، 1386: 145).
با مرگ امير قطب الدين تهمتن در سال 747 فرزندش تورانشاه به حكومت رسيد و تا سال 779 ق به مدت 32 سال بر هرموز و نواحي وابسته به آن حكومت كرد.
او سراينده منظومه شاهنامه تورانشاهي است كه مفصل ترين روايت از چگونگي شكل گيري امراي قديم هرموز در اين شاهنامه آمده كه تاريخ نگارش آن بين سالهاي 747-779 ق مي باشد. مندرجات شاهنامه توسط دو سياح پرتغالي به نام پدرو تيكشيرا5 وگاسپار داكروز در قرن يازدهم هجري قمري / هفدهم ميلادي ترجمه شده و تنها منبع آگاهي ما از محتواي شاهنامه تورانشاهي است.
بين ترجمه تيكشيرا و شبانكاره اي مولف مجمع الاسباب كمي اختلاف وجود دارد. تيكشيرا ركن الدين، محمود قلهاتي را دوازدهمين امير هرموز و وفات او را 676 ق/1277م ميداند (وثوقي،سمت،1389: 146). در پايان قرن هشتم قمري سپاهيان امير تيمور شهرهاي ساحلي نزديك هرموز كهنه يورش آوردند و هفت قلعه را در آنجا تسخير كردند و همه را سوزانيدند. محافظين آن قلاع به جزيره جرون گريختند ( اقتداري، 1348: 575 ).
پادشاه هرموز محمد شاه اطاعت امير تيمور را گردن نهاد و تعهد كرد كه سالانه سيصد هزار دينار خراج قلمرو هرموز را به وي پرداخت نمايد. در زمان حكوما آق قويونلوها ملوك هرموز از پرداخت خراج خودداري كردند و بدينسان استقلال نسبي خود را حفظ كردند. با روي كار آمدن صفويه دوره جديد زمام داري ملوك هرموز آغاز شد و ملوك هرموز اطاعت صفويه را گردن نهادند ( زعيمي،1383: 46).
پس از بازگشت ماركوپولو و انتشار سفرنامه او و اطلاع اروپائيان از ثروت و رونق ممالك شرق، انديشه راههاي جديد دستيابي به سرزمينهاي ادويه، باعث شد تا پرتغاليها بعنوان نخستين اروپائيان راههاي جديد شرق را كشف كنند. در سال 883 ق / 1478 م پادشاه پرتغال هيئتهاي مختلفي را به اطراف جهان اعزام كرد تا ممالكي را كه ادويه در آنجا مي رويد، كشف كنند. يكي از اين ماموريتها به عهده پدرو دي كويلهام6 گذاشته شد. كويلهام سوار بر كشتي مسلمانان، به كاليكوت رفت كه فلفل و زنجبيل فراوان داشت. او از كاليكوت به گوا و جزيره هرمز رفت، كويلهام اولين پرتغالي بود كه از هرموز ديدار ميكرد و شرح مسافرتها و مشاهدات گوناگون خود را به امپراطور پرتغال نوشت. در سال 909 ق / 1503 م پادشاه پرتغال يكي از دريانوردان خود را به نام آلفونسو آلبوكرك مامور رفتن به هند كرد. اين ملاح پرتغالي كه بعدها تأثير بسياري در تاريخ ملوك هرمز برجاي گذاشت، مأموريت داشت تا بمنظور جستجوي غنائم دريائي در امتداد سواحل عمان به گشت زني بپردازد. آنچه از اسناد و مدارك پرتغالي به ويژه از مكاتبات آلبوكرك برمي آيد اين است كه شرايط بحراني و اضطراري ناوگانهاي پرتغالي و نداشتن آذوقه و تداركات كافي، آنان را ناگزير كرد تا به طرف تنگه هرموز رهسپار شوند.
قصد قبلي آلبوكرك (حداقل در كوتاه مدت) تصرف نواحي قلمرو هرموز نبود و او پيش از اين نقشه حركت به سمت سواحل هند را در سر مي پروراند اما مسير حوادث او را به سمت خليج فارس كشانيد.
ناوگان آلبوكرك ابتدا به ناحيه ظفار و در ادامه مسير خود به قلهات رسيد. اين بندر دومين پايتخت هرموز بود و محل توقف كليه كشتيهائي بود كه به مقصد هندوستان و خليج فارس حركت ميكردند. بعد از حضور اسكندر مقدوني در سواحل عمان اين اولين كشتي جنگي اروپائي بود كه در اين بندر لنگر مي انداخت. پس از فتح پيروزمندانه قلهات در روز بيست و دوم آگوست، ناوگان پرتغال پس از چهار روز دريانوردي به بندر مسقط رسيد. آلبوكرك دستور به توپ بستن ساحل را صادر كرد و آنرا تصرف کرد. فتح بنادر و سواحل عمان در يك دوره نسبتاً كوتاه چهل و شش روزه صورت پذيرفت و دليل اصلي اين پيروزي تفوق كامل توپخانه اي ناوگان پرتغالي بود. هنگاميكه آلبوكرك سرمست از پيروزيهاي درخشان خود در سواحل عمان با ناوگان خود به سمت هرموز حركت ميكرد، اين جزيره مشهور دوره اي نسبتاً طولاني از كشمكشهاي داخلي را پشت سر گذاشته بود و پادشاه خردسال آن تحت قيموميت و نظارت خواجه قرار داشت. خواجه عطا از غلامان بنگالي دربار تورانشاه دوم بود كه بدليل شايستگي اش پادشاه او را محرم و مشاور خود نمود.
در سال 911 ق / 1505 م در روزهائيكه پرتغاليها وارد قلمرو هرموز ميشدند، پادشاه به تازگي از دردسر بزرگ رقابتهاي خانوادگي نجات يافته بود و هنوز چندي از لشگركشي گسترده امير لار به سواحل نميگذشت. در اين درگيريها و كشمكشها خواجه عطا كه از مشاورين نزديك سلغرشاه محسوب ميشد، نقش اصلي و تعيين كننده اي را ايفا كرد و با قدرت در مقابل توطئه هاي داخلي و تهاجم همسايگان ايستادگي كرد. در آنزمان پادشاه هرموز، سيف الدين ابانصر 10 تا 12 سال بيشتر نداشت و خواجه عطا عملاَ زمام امور را بدست گرفت. اين ايام مصادف با ورود پرتغاليها به اقيانوس هند بود.
همانطوريكه پيشتر گفته شد پس از فتح كليه بنادر و شهرهاي ساحلي عمان، آلبوكرك به سمت جزيره هرموز پيشروي كرد.
در اين نبرد، خواجه عطا فرماندهي ناوگان هرموز را بر عهده گرفت. توپخانه ناوگان پرتغالي آتش بيدريغ خود را بر كشتيهاي بي دفاع هرموز فرو ريخت و پس از نبردي سهمگين بخش بزرگي از ناوگان تحت فرماندهي خواجه عطا منهدم گرديد. شكست هرموز قطعي بود و پرتغاليها يكبار ديگر به فتح توپخانه اي نائل آمدند. خواجه عطا ناگزیر به تسلیم شد و هرموز طمع تلخ حضور بیگانگان را چشید. پس از آن آلبوكرك با فشار سياسي امتياز ساختن دژ در جزيره هرموز و قشم را بدست آورد و عمليات ساختماني آنرا آغاز نمود. نام قلعه اي كه در هرموز ساخته شد نوساسين هورا ويكتوريا گذاشته شد. ساخت این قلعه 30 سال بطول انجامید و قلعه پرتغالیها بمدت 115 سال مقر تسلط پرتغالیها بر جزیره هرموز و سایر جزایر خلیج فارس بود.
در اوایل قرن هفدهم  در زمان شاه عباس اول، نیروهای ایرانی به فرماندهی امام قلی خان و با همکاری نیروی دریایی انگلیس به تسلط پرتغالیها بر جزایر خلیج فارس خاتمه دادند (وثوقی، دانشنامه فارس، 1380: 391).
سيف الدين از پادشاهان هرموز كه پرتغاليها در زمان او هرموز را تصرف و به استقلال آنها خاتمه دادند و محمود شاه پسر موسي اليه كه شاه عباس كبير پرتغاليها را در زمان او از خليج فارس اخراج و سلسله ملوك هرموز را منقرض نمود و بندر گامبرون را توسعه داد و بندرعباس ناميده است. ملوك هرموز (سلغ شاهيه) دويست و چهل وسه سال به استقلال زمامدار قلمرو هرموز بودند و يكصد و هفده سال بدون استقلال بر هرمز كهنه حكومت ميكردند كه فقط اسم دوازده نفر از آن ملوك در تاريخ ديده شده است (اقتداري: 588).

استان هرمزگان

استان هرمزگان در جنوب ايران واقع شده است و داراي 12 شهرستان، 34 بخش،81 دهستان، 26 شهر و 14 جزيره بزرگ مسكوني می باشد.

بخش عمده‌ای از مساحت استان هرمزگان را مناطق کوهستانی در بر گرفته‌اند و کوههای این منطقه ادامه رشته کوههای زاگرس اند که به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد می‌یابند. ادامه این رشته همراه با کاهش ارتفاع، به تپه ماهورهای آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل می گردد. این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته، و شرایط مساعدی برای گردشگری و کشاورزی،حمل و نقل دریایی و غیره به وجود آورده‌است.

مركز فعلی استان هرمزگان شهر تاریخی بندرعباس می باشد كه امروزه یكی از 20 شهر بزرگ ایران و مركز فعالیتهای مهم اقتصادی و تجاری كشور محسوب می گردد. بندرعباس به عنوان بزرگترین مبادی ورودی و خروجی كشور نقش بسیار ارزنده ای در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران كه بنادر مهم آبادان و خرمشهر مورد تعدی دشمن قرار گرفته بودند، در زمینه نیازهای وارداتی كشور ایفا نمود. این شهر در فصل مشترك خلیج فارس و دریای عمان روبروی جزایر قشم، هرمز و لارك در فاصله نزدیك تنگه استراتژیك هرمز واقع شده و دارای ظرفیت های درخور توجهی از نظر تاسیسات پیشرفته خدماتی، زیربنایی و اقتصادی می باشد استان هرمزگان یكی از استانهای كشور جمهوری اسلامی ایران است كه در جنوب آن، بین مختصات جغرافیایی 25 درجه و 24 دقیقه تا 28 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی و 53 درجه و 41 دقیقه تا 59 درجه و 15 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. این استان حدود 68 هزار كیلومتر مربع مساحت دارد كه از این نظر هشتمین استان كشور می باشد. هرمزگان از جهت شمال و شمال شرقی با استان كرمان، غرب و شمال غربی با استان های فارس و بوشهر از شرق با سیستان و بلوچستان همسایه بوده و جنوب آن را آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان در نواری به طول تقریبی 900 كیلومتر دربرگرفته است.

دعوت به انجمن توسعه

دعوت انجمن توسعه و عمران هرمز از متخصصین

1- شهر سازی
2- عمران

3- اقتصادی
4- گردشگری
5- محیط زیست
6- فرهنگی

راه رفته کیش و قشم

گزارش بخشدار هرمز


سرمایه گذاری
50 میلیاردتومانی
در هرمز

مطالعات و مقالات

صاحب نظران و علاقه مندان میتوانند مقالات،مطالب و نوشتار خود را جهت ارائه در این بخش ارسال نمایند.

1- سرمایه گذاری

1- چگونگی و شرایط سرمایه گذاری در ایران

2- گردشگری

موانع رشد گردشگری در ایران

شیوا پور قربان

کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی توریسم
1- ضرورت توجه به نظرات کارشناسی در توسعه هرمز

2- توسعه گردشگری جزیره کیش به عنوان الگویی برای توسعه جزیره هرمز

3- توسعه هرمز بدون صدمه به محیط زیست و ایجاد آلودگی محیطی

4- جزیره هرمز و تنگه هرمز از كهن ترين روزگاران تا عصر تاريخي

جستجوی مطلب